بستن
کد خبر: ۱۵۰۲۲۷۸

مردم؛ ستون امنیت ملی 

مسدود شدن اینترنت به دلایل امنیتی خسارت‌های زیادی به اقتصاد، کسب‌وکار‌ها و... وارد کرده و در صورت عدم اقناع افکار عمومی درباره چرایی این موضوع، این امر می‌تواند به تشدید نارضایتی و نااطمینانی دامن بزند.

مردم؛ ستون امنیت ملی مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل نوشت: مجموعه اتفاقاتی که در هفته‌های گذشته کشور را درگیر کرده، علاوه بر خسارت‌های گسترده اقتصادی و اجتماعی، به تخریب چهره کشور در عرصه بین‌المللی انجامید و بهانه‌ای برای شکل‌گیری یک جنگ روانی سازمان‌یافته از سوی دولت‌های اروپایی، آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم کرد. این شرایط همچنین دستاویزی برای حضور و لشکرکشی دونالد ترامپ به منطقه خاورمیانه و ایجاد فضای ملتهب روانی در داخل کشور شده است. در عمل، کشور در شرایط خاصی شبیه به وضعیت جنگی قرار دارد. در این بین مسدود شدن اینترنت به دلایل امنیتی خسارت‌های زیادی به اقتصاد، کسب‌وکار‌ها و... وارد کرده و در صورت عدم اقناع افکار عمومی درباره چرایی این موضوع، این امر می‌تواند به تشدید نارضایتی و نااطمینانی دامن بزند.

 این در حالی است که تجربه جنگ ۱۲ روزه و واکنش جدی ایران موجب شده که چشم‌انداز روشنی از اقدام احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود نداشته باشد و به همین دلیل گمانه‌زنی‌های جدی درباره حمله آمریکا مطرح است. در کنار این سناریو، برخی بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های بنیادی بین دو کشور چنین مطرح می‌کنند که این احتمال وجود دارد که ترامپ در پی اجرای الگویی مشابه ونزوئلا باشد که با محاصره دریایی و هوایی و ایجاد فشار طی چند ماه، شرایط برای تضعیف حاکمیت و ربایش رئیس‌جمهور مادورو فراهم شد. هرچند تکرار این الگو در ایران، با توجه به عمق استراتژیک، ریشه‌های تاریخی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی، عملاً امکان‌پذیر نیست، اما تلاش برای محاصره، تشدید فشار‌ها و تداوم فضای التهاب روانی می‌تواند در دستور کار آمریکا قرار گیرد.

 حتی در صورت عدم وقوع حمله نظامی مستقیم، تهدید‌ها و فشار‌های امنیتی و روانی می‌تواند ادامه یابد و کشور را در وضعیت فرسایشی قرار دهد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چه باید کرد؟ بدون تردید، اولویت نخست بر عهده دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران است تا با استفاده از تمام ظرفیت‌ها، ابتکار عمل‌ها و مسیر‌های دیپلماتیک، از وقوع جنگ جلوگیری کند. چراکه هرگونه جنگ، هرچند با واکنش متقابل ایران همراه خواهد بود، اما آسیب‌هایی به زیرساخت‌ها و منافع ملی کشور وارد خواهد کرد. اما در کنار سیاست خارجی، و حتی مهم‌تر از آن، گام دوم و تعیین‌کننده، بازنگری در رویکرد‌های داخلی در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای است. در شرایط التهاب سیاسی و روانی، نحوه مواجهه داخلی می‌تواند به اندازه تحرکات دیپلماتیک سرنوشت‌ساز باشد. به‌ویژه در حوزه رسانه، تقویت اعتماد میان مردم و حکومت یک ضرورت فوری است. تجربه اخیر از محدودیت اینترنت به خوبی نشان داد که مرجعیت روایت عملاً به رسانه‌هایی خارج از کشور واگذار شد.

این رسانه‌ها با روایت‌سازی هدفمند، تصویر تحریف‌شده‌ای از واقعیت‌های ایران ارائه می‌دهند که می‌تواند هم افکار عمومی داخلی را تحت تأثیر قرار دهد و هم کنش‌های دفاعی و امنیتی ایران را در چارچوب روایت‌های دشمن تعریف کند؛ آسیبی که پیامد‌های آن کمتر از تهدیدات نظامی نیست. از این‌رو، بازنگری جدی در این سیاست‌ها یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. نباید از تغییر و تحولی که متعاقب آن ایجاد می‌شود هراس داشت. اولویت اصلی باید تقویت رابطه مردم با حکومت، بازسازی اعتماد عمومی و بازگرداندن مرجعیت رسانه‌ای به داخل کشور باشد. تحقق این اهداف نیازمند جسارت، شجاعت تصمیم‌گیری و تعریف یک دستورکار فوری و عملیاتی است؛ چراکه در شرایط پیش‌رو، سرمایه اجتماعی مهم‌ترین پشتوانه و ستون امنیت ملی کشور خواهد بود که باید با تمام توان در حفظ آن کوشید.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار